آتشم زد - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:11
ساده تر از گل و جاری تر از آبمثل یک نیمه شب و خلوت نابآمد و وعده ی عشقش را دادرفت و ماند حسرت دیدار و عذابآتشم زد و تماشایم کردمات هستم و تو گوئی که به خوابباز من ماندم و تنهائی و غمبازهم خانه بدوشی و سراب
یاران - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:11
بازیچه شهر آرزوها - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:11
حرف بی عملان - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:11
xa0
دلی آهنی - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:11
کشتی، بندر - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:11
xa0
تماشای تو - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:11
افسانه زیرکی - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 13:01
افسانه ی زیرکی ز سر بیرون کناز عقل بکاه و بر جنون افزون کنوقتی دل و جان را بسپاری بر عشقخود عشق بگوید که چه باش و چون کن#احمد_یزدانی ۹۷/۳/۱۷شب قدر
شهادت - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 13:01
u200d شهادت میرسد ،مولا خبر دارد سعادت رافرادا میکند در رکعت دوّم جماعت رابیان شد از لبش فزّت بربّ الکعبه با ضربتدر آغوشش کشید انسانیت آنجا شهادت رابه کسری کمتر از یک لحظه ارکان هُدی لرزیدتماشا کرد عالم اوج تصویر قیامت رابه محراب عبادت غرق خون میگردد و تا هشتشهادت از علی میگیرد حیثیّت به غایت راسعاد...
بحر بیکرانه ایمن - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 13:01
جان ها بهانه ی عشق و ترانه اندبر شاخه های هستی عالم بهانه انددر تاروپود لحظه ی موّاج در زمانغرق تفکّر صبحِ کرانه انددر گوشه های خلوت و سجّاده ی دعاسیّال مهر و روان در زمانه انددلبستگانِ حقیقت که عاشقنددر بندِ واکنشی عاشقانه اندکشتی نشستگانِ محبّت و مهر و عشقدر بحر بیکرانه ی ایمن روانه اند.#احمد_یزدا...
نیست بن بست - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 13:01
نیست بن بست ، رهبرم فرموددین و دنیا و دلبرم فرمودیأس را زیر پانهادم منپر ز امّید ساغرم فرمودمیسُرایم دوباره زیبائیرو به خورشید اخترم فرموددشمنان در کمین و ما راهیعشوه اش کوه باورم فرمودکُپ نمودم ز دست بدخواهانبار دیگر سخنورم فرمود.
دلارام - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 13:01
تفاوت بهشت و جهنّم به موست بیاهزار راه نرفته به پیش روست بیابیا برای دلارام خود تکان بخوریمتمامت بدی و خیر روبروست بیا
کُنج تنهائی - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 13:01
به کنج خلوت تنهائیم با خویش درگیرمدرون سینه ام دربند دارم عشقِ عالمگیربه یک چشمم جهانی سوخته از فتنه ی شیطانتمام سرزمین ها چون کویر از وحشت تکفیرشیاطین جمع و شیطان بزرگش جنگ افروز استجهان افتاده در د
هرکه را مردم نخواهد مرده دان - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 13:01
غرق در افکار خود ،در بیکراندلخورم از حال و روزِ حاکمانرفته اند دنبال ثروت ، مانده امغرقِ تردید و حواشی های آندل سپردم دست نااهلان ، ولی،شد خیانت پاسخم از سویشانکرده ام تعریف تا دلخوش شونددیده باشند از
روحانی - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 6:57
شیوه ات بی نظیر روحانیحرکتت دلپذیر روحانیاز نژادِ اصیل ایرانیبا شهامت ، دلیر ، روحانیحرف هایت قوی وَ بامنطق،کرد دل ها اسیر ، روحانیپا بمیدان نهاده مستحکمامنیت را امیر روحانیارتجاع جن تو مثل بسم اللّهمیکشی او به زیر روحانیمردِ میدانِ مشکلاتی توبیشه ایران تو شیر ،روحانیعاقبت آب شد یخ از گرماتشنگان و ک...
اربعین قسمت من کرببلا خواهد شد؟ - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 6:57
اکنون که پس از چهل سال سفر و سپری کردن حوادث کوچک و بزرگ که گوشه هائی از آن به صورت شعر و داستان در اسناد خانوادگیم مضبوط است نشستم ،این وبلاگ بمنزله پنجره ای رو به آن اشعار و دریچه ای رو به دنیای حالای من است .احمد یزدانی
زندگی آغاز شد - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 6:57
تقدیم به دکتر پرچ شهردار محبوب فیروزکوه بخاطر اعتماد مطلق اعضای محترم شورای شهر برای استمرار خدمات بی شائبه درxa0 مسیر جبران عقب ماندگیهای تاریخی شهر کهن فیروزکوه برچسبها: دکتر پرچ, فیروزکوه, احمدیزدانی, توسعه +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعتxa0۲:۸ ق.ظ&nbsp توسطxa0احمد یزدانیxa0 |xa...
پایانی با آغاز - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 6:57
اکنون که پس از چهل سال سفر و سپری کردن حوادث کوچک و بزرگ که گوشه هائی از آن به صورت شعر و داستان در اسناد خانوادگیم مضبوط است نشستم ،این وبلاگ بمنزله پنجره ای رو به آن اشعار و دریچه ای رو به دنیای حالای من است .احمد یزدانی
نبودی رفیق راه - تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 17:59
میمیرم و تو پشیمان ولی چه سوددر بودنم که نبودی رفیق راهیکعمر رنج کشیدم سکوت بودهمخانه با دل من ، خانه ام گواهحالا عزیز من تو به راه خودت برومیبینم آخر آنرا ،توئی و آهتردید داری و باور نمیکنیمن مثل سلطنت و تو خیالِ شاهدر پشت سر همه افسوس و آه سرددر روبروی تو گرگان راه و چاهیعقوب منتظر است و نمیرسدپیر
فرمانده داعشی - تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 17:59
خواب دیدم آتشی سوزنده امبر گروه داعشی فرمانده امامرو فرمان جنایت میدهمنفس ارکستر است و من خواننده امخشمگین چون شعله های پر شرارهرچه زیبا بود را سوزانده امدر میان خواب آمد یاد منادّعاهای به کل بیهوده امآنچه در نفس است رویا میشودمن چنینم ، واقعاً درمانده امنیست در املای ننوشته غلطچون نوشتم در غلط ها م