میمیرم و تو پشیمان ولی چه سود
در بودنم که نبودی رفیق راه
یکعمر رنج کشیدم سکوت بود
همخانه با دل من ، خانه ام گواه
حالا عزیز من تو به راه خودت برو
میبینم آخر آنرا ،توئی و آه
تردید داری و باور نمیکنی
من مثل سلطنت و تو خیالِ شاه
در پشت سر همه افسوس و آه سرد
در روبروی تو گرگان راه و چاه
یعقوب منتظر است و نمیرسد
پیراهنی که به یوسف شود گواه.
#احمدیزدانی
برچسبها: رفیق راه, سکوت, احمدیزدانی, کوتوال
+ نوشته شده در شنبه نهم بهمن ۱۳۹۵ساعت ۸:۵۴ ب.ظ توسط احمد یزدانی |
برچسب: نبودی,رفیق,
نویسنده: حسین کاشانی
تاريخ: سه
شنبه
24 مرداد
1396 ساعت: 17:59